تبليغاتX
خزان سياست -
سياست و فرهنگ

سلام   اول از همه دو تا معذرت خواهي:

يكي از شما چون مي دونم دير آپ كرديم راستش فصل امتحانها بود ديگه...

يكي ديگه هم از مهرداد به خاطر اين كه نوبت اون بود كه مطلب بذاره اما چون ديدم  كه وبلاگ خيلي تكراري شده خودم دست به كار شدم

يكي از شعراي خومو گذاشتم كه خيلي دوستش دارم علاوه بر اين كه نظر ميدين برداشتتون رو هم بگين مرسي.

 

عریان شو

 

رخت بر كن

در پس پرده ي خاكستري ديده ي من عريان شو

پرده را پس بزن و راز طنازي خود آشكارا بنما

باده مي ريز به پيمانه ي من٬ حيران كن

و اشارتي نما تا كه پيوند دهد

حس شيرين هم آغوشي را

با پاكي سر گشته ي يك باكرگي

رخت بر كن تا در عرياني مطلق

نهايت كوچك من در انتهاي مبهمت محو شود

 

+ نوشته شده در  بیستم خرداد 1385ساعت 12:7  توسط نیلوفر |